تبلیغات
ادبگاه

"چاه کن همیشه ته چاه است" کتاب هشتم


 
هر كس چاهی برای برادردینی اش بكند، خوددر آن چاه می‌افتد.امام علی (ع)

چون كسی به دیگری بدی كند یا در مجلسی یك نفر از بدی‌هایی كه با او شده صحبت كند مردم می‌گویند آنكه برای تو چاه می‌كند اول خودش در چاه می‌افتد. در زمان حضرت محمد(ص) شخصی كه دشمن این خانواده بود هر وقت كه می‌دید مسلمانان پیشرفت می‌كنند و كفار به پیغمبر ایمان می‌آورند خیلی رنج می‌‌كشید. عاقبت نقشه كشید كه پیغمبر را به خانه‌اش دعوت كند و به آن حضرت آسیب برساند. به این منظور چاهی در خانه‌اش كند و آن را پر از خنجر و نیزه كرد آن وقت رفت نزد پیغمبر و گفت: "یا رسول‌الله اگر ممكن میشه یك شب به خانه من تشریف ‌فرما بشید". حضرت قبول كرد، فرمود: "برو تدارك ببین ما زیاد هستیم". شب میهمانی كه شد پیغمبر(ص) با حضرت علی(ع) و یاران دیگرش رفتند خانه آن شخص. آن شخص كه روی چاه بالش و تشك انداخته بود بسیار تعارف كرد كه پیغمبر روی آن بنشیند. پیغمبر بسم‌آلله گفت و نشست. آن شخص دید حضرت در چاه فرو نرفت خیلی ناراحت شد و تعجب كرد. بعد گفت حالا كه حضرت در چاه فرو نرفت در خانه زهری دارم آن را در غذا می‌ریزم كه پیغمبر و یارانش با هم بمیرند. زهر را در غذا ریخت آورد جلو میهمانان،اما پیغمبر فرمود: "صبر كنید" و دعایی بخوانید وبسم‌الله بگویید و مشغول شوید"همه از آن غذا خوردند. موقعی كه پذیرایی تمام شد پیغمبر ویارانش به راه افتادند كه از خانه بیرون بروند. زن و شوهر با هم شمع برداشتند كه پیغمبر را مشایعت كنند. بچه‌های آن شخص كه منتظر بودند میهمانان بروند بعد غذا بخورند، وقتی دیدند پدر و مادرشان با پیغمبر از خانه بیرون رفتند پریدند توی اتاق و شروع كردند به خوردن ته بشقاب‌ها. پیغمبر كه برای آنها دعا نخوانده بود همه‌شان مردند. وقتی كه زن و شوهر از مشایعت پیغمبر و یارانش برگشتند دیدند بچه‌هاشان مرده‌اند. آن شخص ناراحت شد دوید سر چاه و به تشكی كه بر سر چاه انداخته بود لگدی زد و گفت: "آن زهرها كه پیغمبر را نكشتند، تو چرا فرو نرفتی؟" ناگهان در چاه فرو رفت و تكه‌تكه شد. از آن موقع می‌گویند: "چاه مكن بهر كسی اول خودت، دوم كسی" اگر همیشه بدنبال سنگ گذاشتن جلوی پای دیگران باشیم ، خودمان از چاله های مسیر غافل می شویم و در درون یکی از آنها سرنگون می شویم .

تاریخ ارسال : سه شنبه 19 اسفند 1393 08:45 ب.ظ | نویسنده : شهره شهیاد

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 08:40 ق.ظ
Hey I am so excited I found your webpage, I really found you by mistake, while I was searching on Askjeeve for something else, Regardless I am
here now and would just like to say thanks for a fantastic post and a all round
enjoyable blog (I also love the theme/design), I don’t have
time to read through it all at the moment but I
have bookmarked it and also added your RSS feeds, so when I have time I
will be back to read a lot more, Please do keep up the great work.
تاریخ ارسال : دوشنبه 30 مرداد 1396 08:27 ق.ظ
I have read so many articles or reviews about the blogger lovers but this article is in fact a fastidious paragraph, keep it
up.
تاریخ ارسال : سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 07:27 ب.ظ
Thanks for sharing such a pleasant thought, piece of writing is pleasant,
thats why i have read it completely

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر